دارم میرم

refaghate rastin

فدای چشات بشم

نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 13:34 توسط بیتا|

چه شبهايي با روياي تو خوابيدم نفهميدي

چه شبهايي که اسمت رو لبهام بود نمي شنيدي

 

چه شبهايي که اشکام و به " تنهايي " نشون دادم

از عمق فاصله آروم... واسه تو دست تکون دادم

 

چه شبهايي با شبگردي شب و تا صبح مي بردم

نبودي ماه جون مي داد نبودي بي تو مي مردم

 

چه شبهايي دعا کردم يکم اين فاصله کم شه

يه بار ديگه نگاه من تو روياهات مجسم شه

 

توي اين خونه يخ مي بست تن سرد سکوت من

چقدر جاي تو خالي بود چه شبهاي بدي بودن

 

گذشتن عمرم و بردن حالا من موندم و حسرت

چه قدر بي رحم اين دنيا به اين تقدير بد لعنت

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 13:32 توسط بیتا|

عذرام عاشقتم
نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 13:31 توسط بیتا|

نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 13:28 توسط بیتا|

معین سرور
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 22:54 توسط بیتا|

dooset daram azram
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 22:47 توسط بیتا|

اسم تو رو نوشتم روي بخار شيشه

نوشتم اين زمستون بي تو بهار نميشه

خاليه جات هنوزم روي نيمکت تو ايون

وقتي مي شستي با من لحظه ها زير بارون

صداي پاي بارون رو سنگفرش خيابون

صداي چيک چيک آب تو کوچه و تو ناودون

آي که چه آروم آروم از تو برام ميخونه

بي تو دلم ميگيره تو اين سکوت خونه

هر شب تو آسمونها دنبال تو ميگردم

دنبال يک ستارم اما پيداش نکردم

سر گردون لايه لايه ابرهاي پاره پاره

صداي پاي بارون رو سنگفرش خيابون

صداي چيک چيک آب تو کوچه و تو ناودون

آي که چه آروم آروم از تو برام ميخونه

بي تو دلم ميگيره تو اين سکوت خونه

چشمک بزن ستاره ام منتظره اشاره ام

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 22:39 توسط بیتا|

عذرام من همیشه واست همون بیتا می مونم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 19:3 توسط بیتا|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 19:0 توسط بیتا|

black12.persiangig.com/121.jpg
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 18:48 توسط بیتا|

اولین و اخرینم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 14:45 توسط بیتا|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 14:44 توسط بیتا|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 14:35 توسط بیتا|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 2:30 توسط بیتا|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 2:17 توسط بیتا|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 2:14 توسط بیتا|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 2:13 توسط بیتا|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 2:10 توسط بیتا|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 1:21 توسط بیتا|

دوباره شنبه شدو من به در نگاه ميکنم

دوباره روز بعدهم کمي گناه ميکنم

دلم گرفته مي شود دوشنبه ها بدون تو

گلايه از ستاره و طلوع ماه ميکنم

دوازده ستاره را سه شنبه ميشمارم و

به انتظار يک نگاه نظر به راه ميکنم

چهار شنبه مي شود و قول ميدهي که زود

شبانه هاي تيره را شبي پگاه ميکنم

چه بعض ها که در گلو نشست و جابجانشد

نيامدي و درد و دل به قلب ماه ميکنم

و جمعه ها به خاطر شکستن طلسم تو

کنار شمعدانيم به در نگاه ميکنم

غروب شد نيامدي و مثل جمعه هاي قبل

به جاي بغض در گلو دوباره آه ميکنم

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 21:37 توسط بیتا|

يارا ! به دلم نشانه از توست

وين زمزمه ي شبانه از توست

آواي تو خفته در دل چنگ

شور غزل و ترانه از توست

هر شب منم و ستاره ي اشک

وين گوهر دانه دانه از توست

با آنکه جواني ام به سر شد

در باغ دلم جوانه از توست

هر گز ز در تو رخ نتابم

سر از من و آستانه از توست

در پاي تو جان سپردن از من

در من غم جاودانه از توست

جان را بطلب ، بها نخواهم

گر ناز کني ، بهانه از توست

خاليست دل اي کبوتر من

پرواز کن آشيانه از توست

بازآ که فرشته زماني

اي ماه زمين ! زمانه از توست

دور از تو دلم چو شب سياه است

اي ماه ! بيا که خانه از توست

از عشق تو نغمه خوان شهرم

غمناله ي عاشقانه از توست

شادم که ز بوسه هاي گرمت

بر روي لبم نشانه از توست

در شعر ، يگانه ي زمانم

وين منزلت يگانه از توست

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 21:33 توسط بیتا|


ديگه مجبور نيستي هرجا که ميري
ازم اجازه ي رفتن بگيري

ميشه با هر کي که مي خواي بجوشي

اصلا هر چي دلت مي خواي بپوشي

ميشه به هر کي مي خواي دل ببندي

يا با غريبه ها بگي بخندي

وقتي دير مي کني يا ميري جايي

ديگه نيستم بهت بگم کجايي

نرو تنهـــــــــــام نذار با درد و غمهــــــــــام

اگـــر چه دلخــــــوري از خيلي حــــــــرفام

به قـــــــــرآني که از ســـــايش گذشــــتم

به مرگ هــــــر دوتامون خيلي تنهــــــــام

نگــــــــــــو مي بينمــــت يه روز ديگــــــــه

آخــــــــه احســـــــاس من اينــو نميگــــه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 21:28 توسط بیتا|

دوست دارم تا وقتی نفس میکشم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 0:30 توسط بیتا|

   این وبلاگ رو فقط به نام توساختم وبهت تقدیمش میکنم

      دوست دارم

نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 16:45 توسط بیتا|

کنار آشیان تو من آشیانه میکنم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سئوال میکند به خاطر چه زنده ای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم

نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 16:19 توسط بیتا|

یاد تو همیشه اینجاست غم تو نمیره از یاد

 نمیشه ترانه ای خوند که به یاد تو نیفتاد

  میبینی چه تلخ چه شیرین میتونه مال تو باشه

  با همه فاصله ها باز دلم دنبال تو باشه

  دست من به آرزوها اگه با تو نرسیده

  عوضش چشمای خیسم صددفعه خوابتودیده

  اگه هدیده ای ندادی که بمونه یادگاری

   عوضش خاطره هام روبا خودت همیشه داری

   اگه پاییزیه کوچه اگه برگها دیگه زردن

   اما بابهار دوباره سبزو تازه برمیگردن

   رنگ آسمون چشمات واسه من همیشه آبی

   اگه حتی دیگه هرگزبه نگاه من نتابی

   بین دستای من و تواگه فاصله زیاده

   دنبالت بازم میگردم حتی با پای پیاده...

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 16:14 توسط بیتا|

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن 

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير 

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن 

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن 

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش 

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

نوشته توسط:بیتا

نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 12:50 توسط بیتا|

چه گريزيست زمن؟ چه شتابيست به راه؟

به چه خواهي بردن در شبي اين همه تاريك پناه؟

مرمرين پله آن غرفه عاج اي دريغا كه زما بس دور است لحظه ها را درياب چشم فردا كور است

مي فرومانده به جام سر به سجاده نهادن تا كي؟ اودر اينجاست نهان مي درخشد در مي

گر بهم آويزيم ما دو سرگشته تنها چون موج به پناهي كه تو مي جويي خواهيم رسيد

اندر آن لحظه جادويي اوج!

نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 12:44 توسط بیتا|


میان تاریکی


میان تاریکی تو را صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد

در آسمان ملول ستاره ای می سوخت،ستاره ای می رفت،ستاره ای می مرد

تو را صدا کردم،تو را صدا کردم

تمام هستی من چو یک پیاله ی شیر میان دستم بود

نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد

ترانه ای غمناک چون دود بر می خاست

ز شهر زنجره هاچون دود می لغزید

به روی پنجره ها تمام شب آن جامیان سینه ی من

کسی ز نومیدی نفس نفس می زد

کسی به پا می خاست،کسی تو را می خواست

دو دست سرد او رادوباره پس می زد

تمام شب آنجاز شاخه های سیاه

غمی فرو می ریخت

کسی تو را می خواند

هوا چو آواری به روی او می ریخت

درخت کوچک من به باد عاشق بود

به باد بی سامان

کجاست خانه ی باد ؟

کجاست خانه ی باد ؟

نوشته:توسط بیتا

نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 12:39 توسط بیتا|

تو به من خندیدی و نمیدانستی...من به چه دلهره از باغچه ی همسایه....سیب را دزدیدمباغبان از پی من تند دوید...سیب را دست تو دید..........!غضب الود به من کرد نگاه.....و اکنون سالهاست که درگوش من ارام ارام.........خش خش گام تو تکرارکنان...میدهد ازارم و من غرق این پندارم....که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت...........!
نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 2:11 توسط بیتا|


آخرين مطالب
» بهانه ی گریه هام
»
»
»
»
»
»
»
»
»


Design By : Pichak